باز شب
تاريكي
سكوت و تيك تاك ساعت
و اين فكر نا آرام من
صداي فريادي مي آيد
آري
يك نفر در نيمه هاي شب
جيغ مي كشد
شايد
او هم گمشده اي دارد...
امشب اما
صداي جيغ آن مرد نمي آيد
سگ ها زوزه مي كشند
و سرما
مي كوبد
بر ديوار شهر
كه آي مردم
آي خفته ها در بستر گرم
چرا گريزانيد از هم
و فردا
شايد
تيتر روزنامه هاي شهرمان اين باشد:
ديشب مردي از سرما جان سپرد
عباس رنجبر- اسفندماه۸۶- اسلامشهر
|
+| نوشته شده توسط
عباس رنجبر در چهارشنبه هشتم اسفند 1386
|