مرا به حال خود وا گذاريد
كه خواهم رفت ،
همين روزها
از كنار شما
به ديارعدم
جائي كه
نرسد
دستهايتان
به تنهائي من
جائي كه
قناري ها در قفس نيستند
و مي ميرند از عشق هم
براي هم
ودركنارهم
جائي كه همه چيز سبز است و آبي
سبزِ زمين و آبيِ آسمان
جائي كه همه شاعرند
و عاشق هنر
هاي
هاي
نمي دانم نمي دانم
شماها به چه مي انديشيد؟
اما
اما
مرا
مرابه حال خود واگذاريد بهار86 اسلامشهر
|
+| نوشته شده توسط
عباس رنجبر در چهارشنبه یکم اسفند 1386
|