دلهره
و امروز
ايستاده ام
با دلهره اي
كه درتمام قرون
با من و
در من بوده ست
تا شايد بيائي
****
تيك تاك لحظه هاي انتظار
- كه به چشمت نمي آمد
تمام عمرم حساب مي شود
و تو
چون باراني
كه بيابان برهوت
در انتظارش
خيره به آسمان مانده ست
شايد
مثل سيل بيائي
و لبريز از يك عمر تشنگي شوم
*****
و چه ساده
گذشتيم
من و
تو
از ما بودن
و چه ساده
پشت كرديم
به تمام
آرزوهاي بچگي هامان
وما
چون دوخطِ موازي
هيچ وقت به هم نرسيديم
عباس رنجبر
اسلامشهر
|
+| نوشته شده توسط
عباس رنجبر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
|